تاریخ سینمای ایران از علی عباسی
تاریخ سینمای ایران از علی عباسی
جمعه سوم مهر 1388
مسعود كیمیائی: كار میكنم و نمیتوانم در سكوت باشم
مسعود کیمیائی، كارگردان سرشناس سینمای ایران، شامگاه دوشنبه در جلسات ماهیانه انجمن بازیگران در خانه سینما سخن گفت، ضمن اختصاص دادن بیشتر وقت جلسه به پرسشهای حاضران، گفت: «من ورزشكار نیستم كه بعد از 35 سالگی نتوانم كار كنم. من كار میكنم و نمیتوانم در سكوت باشم.»
در آن جلسه كه در سالن اجتماعات خانه سینما برپا شد و تعداد زیادی از حاضران هم به صورت ایستاده برنامه را دنبال كردند، هنرمندانی چون علیرضا خمسه، همایون ارشادی، مریلا زارعی، حبیب دهقان نسب، احسان خانزادی، فریبا كوثری، علی دهكردی، اكبر معززی، حبیب اسماعیلی، عباس جهانبخش، اردلان شجاع كاوه، داریوش اسدزاده، شهراد وثوقی، محبوبه بیات، مهدی میامی، فردوس كاویانی، جواد طوسی و دیگران، حضور داشتند

همچنین، داود رشیدی، رئیس انجمن بازیگران هم با اهداء لوح یادبودی به آن كارگردان، از او به عنوان «پایه گذار سینمای مردمی» و «كسی كه هنوز این سینما را زنده نگه داشته است»، یاد كرد.
كیمیائی در پاسخ به سوالی درباره نبود قهرمانهای قدیمی فیلمهایش در آثار امروزیش اظهار داشت: «آن قهرمان كه شما انتظارش را دارید یادم نرفته است و امروز با آن توانی كه در من وجود دارد فیلم میسازم و شاید آن توان در من وجود ندارد.»
وی با رد استفاده از بازیگران مشخص در فیلمهایش تصریح كرد: «من با تعداد زیادی از افراد كار كردم كه تعداد آنها را نمیتوان شمرد. حتی بعضی از آنها درحال حاضر از آهنگسازان، كارگردانان و بازیگران خوب سینما هستند و با هر فیلم من آدمهای زیادی به سینما معرفی شدهاند و خوشبختانه ماندهاند.»
مسعود كیمیائی درباره ارتباطش با بهروز وثوقی نیز گفت: «رابطه من با او همیشه خوب است. البته رابطه سطحی ما خوب نیست. برای دیدن بچههای قدیمی كه با هم كار میكردیم سفری به آمریكا داشتم و ایشان علاقهمند بود آنجا بمانم و فیلم بسازم درحالی كه نمیتوانستم و باید در اینجا فیلم میساختم.»
كارگردان «حكم» درباره قهرمانسازی در آثارش نیز گفت: «پیشنهاد میكنم، كتابهای «جسدهای شیشهای» و «عین القضات» را بخوانید و اگر قهرمانهائی كه در ذهنتان دارید، در آثار سینمائیام نیستند در این كتابها هستند.»وی مونتاژ فیلم «رئیس» را باعث آشفتگی آن دانست و افزود: «معتقدم نسخهای كه اكران شده، فیلم خوبی نیست».
كیمیائی در پاسخ به سوالی درباره ادامه شخصیت «قیصر» در فیلم «اعتراض» و كشته شدن آن اظهار داشت: «شخصیت داریوش ارجمند ادامه «قیصر» نیست و قیصركشی نشده است. این چیزها نوشته میشود كه نباید به آن اهمیت داد.»
وی همچنین درباره مستند «قیصر، 40 سال بعد» نیز توضیح داد که آن كار توسط مسعود نجفی ساخته میشود و با او هم مصاحبهای شده است كه به فیلم «قیصر» اختصاص دارد
نوشته شده توسط علی عباسی
در 20:8 | لینک ثابت
•
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
www.Youtube.Com/FilmAliAbbasi, شهره آغداشلو جایزه امی بهترین هنرپیشه نقش دوم زن را دریافت کرد
Shohreh Aghdashloo - Emmy Awards 2009, www.Youtube.Com/FilmAliAbbasi
در این فیلم که با همکاری بی بی سی و تلویزیون اچ بی او تهیه شد ه است، آغداشلو نقش ساجده خيرالله طلفاح، همسر اول صدام، را بازی می کند
به گزارش هفته نامه سرگرمی "ورایتی"، وی گفت که این فیلم نمونه هائی از «آنچه می تواند یک کشور را نابود کند» را به نمایش گذاشته است
گرارشگرهالیوود به نقل از آغداشلو نوشت که او ابراز امیدواری کرد که موفقیت فیلم «باعث ساخته شدن برنامه های بیشتری شود که پرتو بیشتری به بی عدالتی ها در سراسر جهان، نه فقط خاورمیانه، بلکه همه جهان بیافکند.»
این بازیگر 57 ساله مچ بند سبز رنگی به نشانه حمایت از جنبش سبز ایران، که به نتیجه انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ماه ژوئن معترض است، به دست خود بسته بود
سبز، رنگی است که میرحسین موسوی، نامزد شکست خورده انتخابات در کنار مهدی کروبی، برگزیده و مدعی شده که در انتخابات 20 ژوئن تقلب صورت گرفته است
به گزارش خبرنگار هالیوود، آغداشلو به خبرنگاران گفت آن افرادی که در ایران علیه انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری تظاهرات می کنند، «دنیا را با نافرمانی مدنی خود تکان دادند.»
آغداشلو که بازیگری را در سن 20 سالگی شروع کرد، در سال 2003 برای ایفای نقش در فیلم «خانه ای از ماسه و مه» نامزد جایزه بهترین هنرپیشه نقش دوم زن آکادمی اسکار شد
وی پس از ایفای نقش تحسین برانگیزش در این فیلم، در فیلم هائی نظیر «خانه کنار دریاچه»، « ایکسمن شماره 3» و «سنگسار ثریا میم» و همچنین سریال های تلویزیونی نظیر «24» و «ویل و گریس»، بازی کرد
وی در تهران متولد شد و اندکی پیش از انقلاب اسلامی، در سال 1978 ایران را ترک کرد
او در سال 1987 با هوشنگ توزیع، بازیگر و نمایشنامه نویس، ازدواج کرد. دختر آنها در سال 1989 متولد شد

نوشته شده توسط علی عباسی
در 2:14 | لینک ثابت
•
جمعه شانزدهم مرداد 1388
پارلمان ایتالیا جایزه آزادی بیان بینالمللی خود را به نام ندا اهدا خواهد کرد
پارلمان ایتالیا جایزه بینالمللی امسال آزادی بیان خود را به خبرنگار باسابقه ایرانیتبار احمد رافت داد. این پارلمان از سال آینده جایزه آزادی بیان بینالمللی خود را به نام ندا اهدا خواهد کرد.
ندا آقاسلطان دختر جوان ایرانی بود که در جریان یکی از راهپیماییهای اعتراضی به نتایج انتخابات دهم ریاستجمهوری ایران کشته شد.
سازمان اصل ۲۱ که توسط گروهی از قانونگزاران پارلمان ایتالیا در حمایت از آزادی بیان و اندیشه (اصل ۲۱ قانون اساسی ایتالیا) تشکیل شدهاست، جایزه امسال خود را به خبرنگار ایرانیتبار احمد رافت اهدا کرد.
در مراسمی که چهارشنبهشب در باشگاه قانونگزاران ایتالیا در شهر رم برگزار شد، احمد رافت این جایزه را از فدریکو اورلاندو، یکی از پدران روزنامهنگاری ایتالیا و بنیانگزار اصل ۲۱ دریافت کرد.
جوزپه جولیتی، قانونگزار و سخنگوی اصل ۲۱ گفت «اگر خبرنگارانی چون احمد رافت نبودند ما احتمالاً نمیتوانستیم به آسانی از آنچه در ایران در این هفتهها اتفاق میافتد با خبر شویم زیرا رژیم ایران هر گونه مجرای اطلاعرسانی حرفهای را بستهاست».

احمد رافت جایزه اصل ۲۱ را به کلیه همکارانش که قبل و بعد از انتخابات ۲۲ خرداد زندانی شدهاند تقدیم کرد و افزود: «این جایزه را به ویژه به ندا آقاسلطان تقدیم میکنم که چون دیگر جوانان حاضر در میدان به شهروندان خبرنگار تبدیل شدهاند».
فدریکو اورلاندو در پاسخ به سخنان احمد رافت گفت «ما قصد داشتیم از سال آینده یک خبرنگار جوان خارجی را نیز برای دریافت جایزه اصل ۲۱ گزینش کنیم، با توجه به سخنان احمد رافت نام این جایزه را برای زنده نگاه داشتن خاطره این دختر جوان ایرانی ندا خواهیم گذاشت.
ویدئوی صحنه مرگ ندا آقا سلطان که به سرعت در اینترنت و شبکههای تلویزیونی مهم دنیا پخش شد در بسیاری از اعتراضهای خارج از کشور به سرکوبها در ایران، در دست معترضان قرار دارد.
احمد رأفت از پدری ایرانی و مادری ایتالیایی در تهران متولد شده است. او دانشآموخته در رشته علوم سیاسی از دانشگاه پروجا در ایتالیا و رشته روانشناسی از دانشگاه فرانکفورت است.
او کار حرفهای روزنامهنگاری را از سال ۱۹۷۷ آغاز کرده و با مجلات بزرگ بینالمللی همکاری دارد. آقای رافت هماینک به عنوان متخصص در امور خاورمیانه و ایران در بنگاه بینالمللی آدنکرونوس در رم کار میکند و عضو موسس انجمن آزادی بیان در ایران است.
احمد رافت مترجم چند کتاب از چه گوارا به زبان فارسی است و نوشته او در مورد زندگی صدام حسین به چندین زبان منتشر شدهاست
نوشته شده توسط علی عباسی
در 18:15 | لینک ثابت
•
چهارشنبه هفتم مرداد 1388
www.YouTube.Com/FilmAliAbbasi سيفالله داد كارگردان «كانيمانگا» و «بازمانده» درگذشت.
سیف الله داد، نویسنده، کارگردان و تدوینگر سینما و معاون سابق امور سینمائی وزارت فرهنگ و ارشاداز دنیا رفت
سیف الله داد که به علت ابتلا به سرطان از 29 تیرماه در بیمارستان مهر تهران بستری بود، صبح سه شنبه 6 مردادماه بر اثر حمله قلبی درگذشت. وی هنگام از دنیا رفتن 54 سال داشت
سیف الله داد در سال 1334 درخرمشهر متولد شده در سال 1358 در رشته جامعهشناسی از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل شده بود
ور در سال 1362 به عضویت در شورای بررسی فیلمنامه و گروه فیلم شبكه یك سیما در آمد و وارد بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد شد
سیف الله داد همچنین از موسسان سازمان سینمائی سینافیلم، رئیس هیئتمدیره خانه سینما در سالهای 1374 تا 1376 و معاون امور سینمائی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالهای 1376 تا 1379 بود
سیف الله داد كارگردانی سینما را با فیلم «زیر باران» در سال 1364 آغاز كرد و پس از آن «بازمانده» و «كانیمانگا» را ساخت. وی همچنین به عنوان تدوینگر فیلم «بچههای طلاق» تهمینه میلانی، «ابلیس» احمدرضا درویش، «در مسلخ عشق» كمال تبریزی، «عملیات كركوك» جمال شورجه، «هور در آتش» عزیزالله حمیدنژاد با این فیلمسازان همکاری کرد و مجری طرح «از كرخه تا راین» به کارگردانی ابراهیم حاتمیكیا نیز بود.فیلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمی از آثار دیگری بود که وی تدوین کرد. سیف الله داد در چند ماه گذشته قصد داشت اپیزودی از یک فیلم با موضوع «شهر تهران» مقابل دوربین ببرد مراسم تشییع سیف الله داد، چهارشنبه ساعت 9 صبح از مقابل ساختمان شماره 2 خانه سینما برگزار می شود. در پیام تسلیت خانه سینما به مناسبت درگذشت سیف الله داد آمده است: «جامعه اصناف سینمائی اعلام کرد در سوگ فقدان این هنرمند برجسته سینما چهارشنبه دوربینهای سینمائی ایران خاموش هستند تا از یاد او باز نمانیم.»
محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران نیز پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت سیف الله داد صادر کرد. محمد خاتمی در پیام تسلیت خود سیف الله داد را«عزیزی با مناعت طبع مثال زدنی، دانش و بینش روشن، هنرمندی و هنرشناسی و دردآشنای انسان و انسانیت و پای بند دین و ارزشهای اصیل انقلاب مردمی – اسلامی» نامیده و درگذشت او را «خسارت سنگینی برای ایران و ایرانی و همه هنرمندان و اندیشه وران و فرهیختگان این مرز و بوم» دانسته است
سیفالله داد کارگردان فیلم سینمایی "بازمانده" پس از تحمل یک دوره بیماری در 54
سالگی دار فانی را وداع گفت. سیف الله داد نویسنده، کارگردان، تدوینگر و مدیر سینمایی که از 29 تیرماه در بیمارستان مهر بستری بود بر اثر حمله قلبی درگذشت
سیف الله داد متولد 1334 خرمشهر و فارغالتحصیل رشته جامعهشناسی از دانشگاه شیرازبود. وی در دهه 60 عضو شورای بررسی فیلمنامه و گروه فیلم شبکه یک سیما بود در سالهای بعد در بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد مشغول به کار بود. سیفالله داد در سال 74 تا 76 ریاست هیئت مدیره خانه سینما را بر عهده داشت
سیفالله داد به عنوان معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد از سالهای 1376 تا 1379 فعال بود که دوران فعالیت او در معاونت سینمایی با رضایت سینماگران همراه بود. داد در دهه 60 فیلم پرفروش "کانی مانگا" را کارگردانی کرد و در دهه 70 فیلم "بازمانده" را ساخت
قرار بود او اپیزود "تهران از ماورا" را در فیلم سینمایی "تهران در جستجوی زیبایی" را کارگردانی کند. با درگذشت این فیلمساز سومین تجربه کارگردانی او فرجامی نیافت. آخرین فعالیت داد در عرصه سینما تدوین فیلم سینمایی "فرزند صبح" به کارگردانی بهروز افخمی بود
مسئول بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان مهر گفت: ايشان دچار سرطان خون بود و از تاريخ 29 تيرماه در بخش ICU بستري شد. وي ادامه داد: سیف الله داد با مشكلات خوني بسياري دست و پنجه نرم ميكرد كه به مرور نيز بيشتر ميشد و ديگر قابل درمان نبود. اين مشكلات به حدي رسيد كه باعث افت هوشياري ايشان شد و در نهايت ساعت 5/5 صبح امروز بر اثر اختلالات خوني و خونريزي بسيار شديد فوت كرد. به گفته اين مسئول، سيفالله داد دچار سكته قلبي نشده است
سیف الله داد که به علت ابتلا به سرطان از 29 تیرماه در بیمارستان مهر تهران بستری بود، صبح سه شنبه 6 مردادماه بر اثر حمله قلبی درگذشت. وی هنگام از دنیا رفتن 54 سال داشت
سیف الله داد در سال 1334 درخرمشهر متولد شده در سال 1358 در رشته جامعهشناسی از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل شده بود
ور در سال 1362 به عضویت در شورای بررسی فیلمنامه و گروه فیلم شبكه یك سیما در آمد و وارد بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد شد
سیف الله داد همچنین از موسسان سازمان سینمائی سینافیلم، رئیس هیئتمدیره خانه سینما در سالهای 1374 تا 1376 و معاون امور سینمائی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالهای 1376 تا 1379 بود
سیف الله داد كارگردانی سینما را با فیلم «زیر باران» در سال 1364 آغاز كرد و پس از آن «بازمانده» و «كانیمانگا» را ساخت. وی همچنین به عنوان تدوینگر فیلم «بچههای طلاق» تهمینه میلانی، «ابلیس» احمدرضا درویش، «در مسلخ عشق» كمال تبریزی، «عملیات كركوك» جمال شورجه، «هور در آتش» عزیزالله حمیدنژاد با این فیلمسازان همکاری کرد و مجری طرح «از كرخه تا راین» به کارگردانی ابراهیم حاتمیكیا نیز بود.فیلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمی از آثار دیگری بود که وی تدوین کرد. سیف الله داد در چند ماه گذشته قصد داشت اپیزودی از یک فیلم با موضوع «شهر تهران» مقابل دوربین ببرد مراسم تشییع سیف الله داد، چهارشنبه ساعت 9 صبح از مقابل ساختمان شماره 2 خانه سینما برگزار می شود. در پیام تسلیت خانه سینما به مناسبت درگذشت سیف الله داد آمده است: «جامعه اصناف سینمائی اعلام کرد در سوگ فقدان این هنرمند برجسته سینما چهارشنبه دوربینهای سینمائی ایران خاموش هستند تا از یاد او باز نمانیم.»
محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران نیز پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت سیف الله داد صادر کرد. محمد خاتمی در پیام تسلیت خود سیف الله داد را«عزیزی با مناعت طبع مثال زدنی، دانش و بینش روشن، هنرمندی و هنرشناسی و دردآشنای انسان و انسانیت و پای بند دین و ارزشهای اصیل انقلاب مردمی – اسلامی» نامیده و درگذشت او را «خسارت سنگینی برای ایران و ایرانی و همه هنرمندان و اندیشه وران و فرهیختگان این مرز و بوم» دانسته است
سیفالله داد کارگردان فیلم سینمایی "بازمانده" پس از تحمل یک دوره بیماری در 54
سالگی دار فانی را وداع گفت. سیف الله داد نویسنده، کارگردان، تدوینگر و مدیر سینمایی که از 29 تیرماه در بیمارستان مهر بستری بود بر اثر حمله قلبی درگذشت
سیف الله داد متولد 1334 خرمشهر و فارغالتحصیل رشته جامعهشناسی از دانشگاه شیرازبود. وی در دهه 60 عضو شورای بررسی فیلمنامه و گروه فیلم شبکه یک سیما بود در سالهای بعد در بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد مشغول به کار بود. سیفالله داد در سال 74 تا 76 ریاست هیئت مدیره خانه سینما را بر عهده داشت
سیفالله داد به عنوان معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد از سالهای 1376 تا 1379 فعال بود که دوران فعالیت او در معاونت سینمایی با رضایت سینماگران همراه بود. داد در دهه 60 فیلم پرفروش "کانی مانگا" را کارگردانی کرد و در دهه 70 فیلم "بازمانده" را ساخت
قرار بود او اپیزود "تهران از ماورا" را در فیلم سینمایی "تهران در جستجوی زیبایی" را کارگردانی کند. با درگذشت این فیلمساز سومین تجربه کارگردانی او فرجامی نیافت. آخرین فعالیت داد در عرصه سینما تدوین فیلم سینمایی "فرزند صبح" به کارگردانی بهروز افخمی بود
مسئول بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان مهر گفت: ايشان دچار سرطان خون بود و از تاريخ 29 تيرماه در بخش ICU بستري شد. وي ادامه داد: سیف الله داد با مشكلات خوني بسياري دست و پنجه نرم ميكرد كه به مرور نيز بيشتر ميشد و ديگر قابل درمان نبود. اين مشكلات به حدي رسيد كه باعث افت هوشياري ايشان شد و در نهايت ساعت 5/5 صبح امروز بر اثر اختلالات خوني و خونريزي بسيار شديد فوت كرد. به گفته اين مسئول، سيفالله داد دچار سكته قلبي نشده است
نوشته شده توسط علی عباسی
در 22:22 | لینک ثابت
•
چهارشنبه هفتم مرداد 1388
احمدي نژاد دوره بازرگان و بني صدر را سالم ترين دولت بعد از انقلاب می داند؟ www.YouTube.Com/FilmAliAb
Khomeini, Bazargan,BaniSadr, Rejaei, Mahdavi Kani, Khamenei, Moussavi, Hashemi Rafsanjani,
Khatami, Ahmadi Nejad,
احمدی نژاد در دور انتخاباتی قبل در سال84 درگیر با دولت اصلاحات (خاتمی) و دولت
سازندگی (هاشمی) بود. حملات تند و تیزی به آنها می کرد و مرتبا از دوران 16 ساله ای آنان انتقاد می کرد که باعث تضعیف انقلاب و نظام اسلامی و شکل گیری فساد شده بود. در انتخابات فعلی حملات او متوجه 24 سال از عمرجمهوری اسلامی شده است یعنی دوره ریاست جمهوری، خامنه ای و نخست وزیری موسوی (رقیب فعلی) در زمان حیات خمینی را نیز اضافه نموده و زیر سوال برده اند. ازعمر نظام جمهوری اسلامی 30 سال می گذرد؛ 4سال را خوداحمدی نژاد رئیس جمهور بوده اند بعلاوه 24 سال (یعنی سه دوره 8 ساله ریاست جمهوری خامنه ای، هاشمی رفسنجانی و خاتمی) هم که به گفته ايشان دوران آدم های مفسد بوده است. بنابراین سال های باقیمانده عبارت است از
2= (24+4) - 30 این دوسال باقیمانده که مورد حمله احمدی نژاد نیست، دوره قدرت و حاکمیت دولت ملی مذهبی ها به نخست وزیری مهندس بازرگان (دراین دوره رئیس جمهور نداشتیم) وبعد ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدراست! ( دوره ریاست جمهوری رجایی آن قدر کم است که عدم محاسبه آن تاثيري در منطق رييس جمهور ندارد) بدین ترتیب نظر احمدی نژاد این است که دوره ی بی عیب و نقص وسالم پس از انقلاب دوران مهندس بازرگان و بنی صدر بوده است
احمدی نژاد در دور انتخاباتی قبل در سال84 درگیر با دولت اصلاحات (خاتمی) و دولت
سازندگی (هاشمی) بود. حملات تند و تیزی به آنها می کرد و مرتبا از دوران 16 ساله ای آنان انتقاد می کرد که باعث تضعیف انقلاب و نظام اسلامی و شکل گیری فساد شده بود. در انتخابات فعلی حملات او متوجه 24 سال از عمرجمهوری اسلامی شده است یعنی دوره ریاست جمهوری، خامنه ای و نخست وزیری موسوی (رقیب فعلی) در زمان حیات خمینی را نیز اضافه نموده و زیر سوال برده اند. ازعمر نظام جمهوری اسلامی 30 سال می گذرد؛ 4سال را خوداحمدی نژاد رئیس جمهور بوده اند بعلاوه 24 سال (یعنی سه دوره 8 ساله ریاست جمهوری خامنه ای، هاشمی رفسنجانی و خاتمی) هم که به گفته ايشان دوران آدم های مفسد بوده است. بنابراین سال های باقیمانده عبارت است از
2= (24+4) - 30 این دوسال باقیمانده که مورد حمله احمدی نژاد نیست، دوره قدرت و حاکمیت دولت ملی مذهبی ها به نخست وزیری مهندس بازرگان (دراین دوره رئیس جمهور نداشتیم) وبعد ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدراست! ( دوره ریاست جمهوری رجایی آن قدر کم است که عدم محاسبه آن تاثيري در منطق رييس جمهور ندارد) بدین ترتیب نظر احمدی نژاد این است که دوره ی بی عیب و نقص وسالم پس از انقلاب دوران مهندس بازرگان و بنی صدر بوده است
نوشته شده توسط علی عباسی
در 14:13 | لینک ثابت
•
پنجشنبه یکم مرداد 1388
بی کفایتی علی خامنه ای از سوی طاهری، منتظری، صانعی، جوادی عاملی، رفسنجانی، بیات زنجانی و تایید شد
آیتالله بیات زنجانی : افراد بايد فرد نامشروع را از طرق مسالمت آميز تغيير دهند
آیتالله بیات زنجانی: تنفیذ علی خامنه ای برای کسی که با تقلب روی کار آمده، مشروعیت نمیآورد,
بی کفایتی علی خامنه ای به عنوان به اصطلاح رهبری به دلیل جنون قدرت طلبی، دروغ گوئی، قتل عام ملت، از سوی علمای بزرگ چون: طاهری، منتظری، صانعی، جوادی عاملی، رفسنجانی، بیات زنجانی و.... تایید شد
آيت الله بيات زنجانى، از مراجع قم در فتوايى اعلام كرد: افراد بايد تلاش كنند فرد نامشروع و متقلب را از طرق مسالمت آميز تغيير دهند و فردى كه واجد شرايط است را روى كار آورند
فتواى اين روحانى بلندپايه در پاسخ به چند پرسش مذهبى صادر شده است كه از وی پرسيده اند: شرايط كارمندان دولت با توجه به غير شرعى بودن دولت آتى به چه ترتيب خواهد بود؟ آيا ترك كار دولتى جايز است؟
نامزدها و مخالفان نتايج انتخابات دهم رياست جمهورى در ايران اعلام كرده اند كه در اين انتخابات تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته است و دولت بر آمده از آن را نامشروع مى دانند
آيت الله زنجانى مى گويد: «اين تلاش و فعاليت (تغيير فرد نامشروع و متقلب)، اگر موجب اصلاح امر شود و نتيجتاً فرد واجد صلاحيت را روى كار آورد، از باب امر به معروف تكليف است و بايد اين عمل را انجام دهند.»
وى در عين حال افزوده است: «اگر چنين توان و قدرتى ندارند و ماندنشان در اين مقام دولتى، صرفاً باعث تقويت مديريت نا مشروع مى شود، از باب نهى از منكر نمى توانند در آن محل مانده و باعث اين تقويت شوند... چرا كه رعايت مراحل امر به معروف و نهى از منكر از امور عقلائى و عرفى است و شريعت حقه، آن را مورد تاييد قرار داده است.»
اعلام نتيجه انتخابات رياست جمهورى در روز ۲۳ خرداد كه در آن محمود احمدى نژاد با ۲۴ ميليون و ۵۰۰ هزار راى برنده اين رقابت ها معرفى شد موجى از اعتراض هاى گسترده را در ايران و خارج بدنبال داشت كه در جريان آن حداقل ۲۰ نفر از سوى نيروهاى انتظامى، لباس شخصى ها و بسيج كشته شدند
مير حسين موسوى و مهدى كروبى خواستار ابطال انتخابات شده بودند ولى شوراى نگهبان با تاييد نتيجه انتخابات چنين درخواستى را رد كرد
اين دو نامزد معترض در بيانيه هاى جداگانه اى اعلام كرده اند كه دولت محمود احمدى نژاد را نامشروع مى دانند
پيش از صدور فتواى آيت الله بيات زنجانى در باره كار كردن در «دولتى غير شرعى»، آيت الله حسينعلى منتظرى از مراجع تقليد و ناراضى نيز در پاسخ به چند پرسش شرعى گفته بود: «چنانچه ولى فقيه هر يك از شرايط لازم براى تصدى اين پست را از دست دهد، به خودى خود از مقام خود ساقط مى شود و نيازى به عزل هم ندارد.»
وى گفته است: «ولايت مخالف با شرع، قانون و ميثاق هاى ملى، جائرانه است.»
بر اساس اصل ۱۱۱ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، «هر گاه رهبر از انجام وظايف خود ناتوان شد يا فاقد يكى از شرايط مذكور در اصل ۵ و ۱۰۹ گردد و يا معلوم شد از آغاز فاقد بعضى از شرايط بوده است از مقام خود بركنار خواهد شد و تشيخص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل ۱۰۸ مى باشد.»
مقام هاى جمهورى اسلامى ايران هنوز به اين فتواها واكنشى نشان نداده اند و ساير مراجع و روحانيون بلندپايه در قم كه ديدگاه هاى محافظه كارانه اى دارند نيز در اين زمينه سكوت كرده اند
مخالفت هاى روحانيون ناراضى با دولت محمود احمدى نژاد در حالى صورت مى گيرد كه على خامنه اى طى يك ماه گذشته به مناسبت هاى مختلف با رد هر گونه تقلب در انتخابات رياست جمهورى به شدت از دولت احمدى نژاد حمايت كرده و خواستار پايان دادن به اعتراض ها شده است
ولى اعتراض ها به نتايج انتخابات به رغم تهديدهاى رهبر ايران و ساير مقام هاى جمهورى اسلامى همچنان ادامه دارد و در روز ۱۸ تير هزاران نفر به مناسبت بزرگداشت دهمين سال حمله به كوى دانشگاه تهران، عليه دولت و نتيجه انتخابات تجمع و راهپيمايى كردند
فتواى اين روحانى بلندپايه در پاسخ به چند پرسش مذهبى صادر شده است كه از وی پرسيده اند: شرايط كارمندان دولت با توجه به غير شرعى بودن دولت آتى به چه ترتيب خواهد بود؟ آيا ترك كار دولتى جايز است؟
نامزدها و مخالفان نتايج انتخابات دهم رياست جمهورى در ايران اعلام كرده اند كه در اين انتخابات تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته است و دولت بر آمده از آن را نامشروع مى دانند
آيت الله زنجانى مى گويد: «اين تلاش و فعاليت (تغيير فرد نامشروع و متقلب)، اگر موجب اصلاح امر شود و نتيجتاً فرد واجد صلاحيت را روى كار آورد، از باب امر به معروف تكليف است و بايد اين عمل را انجام دهند.»
وى در عين حال افزوده است: «اگر چنين توان و قدرتى ندارند و ماندنشان در اين مقام دولتى، صرفاً باعث تقويت مديريت نا مشروع مى شود، از باب نهى از منكر نمى توانند در آن محل مانده و باعث اين تقويت شوند... چرا كه رعايت مراحل امر به معروف و نهى از منكر از امور عقلائى و عرفى است و شريعت حقه، آن را مورد تاييد قرار داده است.»
اعلام نتيجه انتخابات رياست جمهورى در روز ۲۳ خرداد كه در آن محمود احمدى نژاد با ۲۴ ميليون و ۵۰۰ هزار راى برنده اين رقابت ها معرفى شد موجى از اعتراض هاى گسترده را در ايران و خارج بدنبال داشت كه در جريان آن حداقل ۲۰ نفر از سوى نيروهاى انتظامى، لباس شخصى ها و بسيج كشته شدند
مير حسين موسوى و مهدى كروبى خواستار ابطال انتخابات شده بودند ولى شوراى نگهبان با تاييد نتيجه انتخابات چنين درخواستى را رد كرد
اين دو نامزد معترض در بيانيه هاى جداگانه اى اعلام كرده اند كه دولت محمود احمدى نژاد را نامشروع مى دانند
پيش از صدور فتواى آيت الله بيات زنجانى در باره كار كردن در «دولتى غير شرعى»، آيت الله حسينعلى منتظرى از مراجع تقليد و ناراضى نيز در پاسخ به چند پرسش شرعى گفته بود: «چنانچه ولى فقيه هر يك از شرايط لازم براى تصدى اين پست را از دست دهد، به خودى خود از مقام خود ساقط مى شود و نيازى به عزل هم ندارد.»
وى گفته است: «ولايت مخالف با شرع، قانون و ميثاق هاى ملى، جائرانه است.»
بر اساس اصل ۱۱۱ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، «هر گاه رهبر از انجام وظايف خود ناتوان شد يا فاقد يكى از شرايط مذكور در اصل ۵ و ۱۰۹ گردد و يا معلوم شد از آغاز فاقد بعضى از شرايط بوده است از مقام خود بركنار خواهد شد و تشيخص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل ۱۰۸ مى باشد.»
مقام هاى جمهورى اسلامى ايران هنوز به اين فتواها واكنشى نشان نداده اند و ساير مراجع و روحانيون بلندپايه در قم كه ديدگاه هاى محافظه كارانه اى دارند نيز در اين زمينه سكوت كرده اند
مخالفت هاى روحانيون ناراضى با دولت محمود احمدى نژاد در حالى صورت مى گيرد كه على خامنه اى طى يك ماه گذشته به مناسبت هاى مختلف با رد هر گونه تقلب در انتخابات رياست جمهورى به شدت از دولت احمدى نژاد حمايت كرده و خواستار پايان دادن به اعتراض ها شده است
ولى اعتراض ها به نتايج انتخابات به رغم تهديدهاى رهبر ايران و ساير مقام هاى جمهورى اسلامى همچنان ادامه دارد و در روز ۱۸ تير هزاران نفر به مناسبت بزرگداشت دهمين سال حمله به كوى دانشگاه تهران، عليه دولت و نتيجه انتخابات تجمع و راهپيمايى كردند
نوشته شده توسط علی عباسی
در 4:27 | لینک ثابت
•
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
فرخ لقا هوشمند بازیگر پيشكسوت تئاتر، سینما و تلويزيون ایران ننه آقای صمد در سن 81 سالگی درگذشت
فرخ لقا هوشمند بازیگر پيشكسوت تئاتر، سینما و تلويزيون ایران در سن 81 سالگی از دنیا رفت. روز دوشنبه 22 تیرماه از درگذشت فرخ لقا هوشمند در شب پیش از آن خبر داد. طبق این گزارش، فرخ لقا پور رسول (هوشمند) كه به علت عارضه مغزی در بيمارستان بستری بود، چند روز پیش از درگذشت از بيمارستان ترخيص شده بود و در منزل زير نظر يك پرستار خصوصی مورد مداوا قرار می گرفت.به گزارش خبرگزاری ایسنا، مراسم تشييع پيكر این بازیگر صبح چهارشنبه 24 تير ماه از مقابل خانه سينما انجام می شود و مجلس ختم او نیز از سوی خانواده و همكارانش در انجمن بازیگران سينمای ایران روز جمعه 26 تير ماه برگزار می شود. فرخ لقاح هوشمند با نام اصلي فرخ لقاح پوررسول، همسر رضا هوشمند بازيگر سينما و تئاتر بود. وی 25 اسفند 1307 متولد شد و دوره بازيگری را در هنرستان هنرپيشگی زيرنظر عطاءالله زاهد، مجيد محسنی و حميد قنبری در سال 1324 آغاز كرد و بلافاصله در تئاتر گيلان فعال شد. وی در نمایش هایی مانند «خسرو و شيرين» و «خسيس» بازی کرد و آغاز فعاليت او در سينما با فيلم «نردبان ترقی» در سال 1336 بود. هوشمند در بیش از 70 فیلم سینمایی، مانند «شب قوزی»، «خواستگار»، «شوهر آهوخانم»، «كلاغ»، «باشو غریبه كوچك»، «شكار خاموش»، «افسانه آه»، «دو نفر و نصفی»، «مسافران»، «همسر»، «بلوف»، «كلاه قرمزی و پسر خاله»، «سفر»، «شراره» و «رقص شیطان» بازی کرد و در چندین مجموعه تلويزيونی، از جمله در «كوچك جنگلی»، «لبخند زندگی» و «عیاران» حضور داشت
فرخلقا هوشمند (پوررسول) سال ۱۳۰۷ در رشت به دنيا آمد. هر چند خيلیها بيشتر او را با نقش «ننهآقای صمد» میشناسند اما او يکی از چهرههای پرکار تئاتر، سينما و تلويزيون بوده که سالها روی صحنه تئاتر رفته در فيلمها و سريالهای بسياری ايفای نقش کرده از جمله در فيلم «باشو غريبه کوچک» و «مسافران» ساخته بهرام بيضايی
فرخلقا هوشمند به دليل سکتهای که در حين آخرين بازی خود برای يک سريال تلويزيونی داشته حدود شش سال است از عالم هنر کنارهگيری کرده است. او ديپلم تئاتر را نزد زندهياد اسماعيل مهرتاش در رشت گرفته و به تشويق پدرش که يکی از بنيانگذاران تئاتر در رشت بوده (علی قلیپور رسول) برای اولين بار بهروی صحنه تئاتر رفته و پس از مدتی به تهران مهاجرت کرد.
همسر او، رضا هوشمند نيز از چهرههای سرشناس تئاتر آن زمان بوده همچنين در فيلمها و سريالهای بسياری هنرنمايی کرده است. رضا هوشمند در سال ۱۳۶۸ درگذشته است

خانم هوشمند خيلی وقت است که خبری از شما نيست، کجاييد؟
در همين تهران بزرگ هستم، کمی کسالت دارم ديگر زياد بيرون نمیروم، کار نمیکنم. آخرين باری که جلوی دوربين رفتم برای بازی در يک سريال تلويزيونی بود. تمام که شد، همانجا سرم گيج رفت افتادم، سکتهی کوچکی کردم
شما از چند سالگی وارد عالم هنر شديد؟
از چهارده سالگی وارد کار هنری شدم. آنزمان چند نفر دور هم جمع شدند و گفتند رشت به اين بزرگی و پرآوازهای يک کلاس تئاتر و يک هنرپيشه ندارد، خلاصه چند نفر سرمايهگذاری کردند و خانهای برای اين کار گرفتند و هنرپيشه جمع کردند و در رشت تئاتر تأسيس کردند. چند سالی در رشت کار کردم، مردم هم از تئاتر خيلی استقبال کردند. اولين کار هنریام را با آقای مهرتاش شروع کردم (خدا رحمتش کند). ته صدايی هم داشتم به همين دليل در تئاترهايی که اپرا بود، بازی میکردم و میخواندم مثل تئاترهای «شيرين و فرهاد»، «ليلی و مجنون». بعد به سينما راه پيدا کردم و چند سالی هم در سينما بودم تا اينکه تلويزيون «ثابت پاسال» تأسيس شد، ثابت پاسال آمده بود تهران و چند هنرپيشه دور خودش جمع کرده بود که من هم با او همکاری میکردم. چندين سال در تئاتر آقای مهرتاش بودم و تئاترهای ديگر هم از من دعوت میکردند و با آنها هم کار میکردم
پدر شما بنيانگذار تئاتر در رشت بوده است؟ پدر من مرد هنرمندی بود. با تشويق پدرم وارد کار هنری شدم. پدرم هم نمايشنامه مینوشت، هم بازی میکرد، هم ريژيستوری میکرد، برای تئاتر خيلی زحمت کشيد تا مردم را کم کم عادت داد. پدرم آدم با سوادی بود
در مورد مشکلاتی که زنان بازيگر در آن دوران داشتند برايمان بگوييد؟ در آن زمان خيلی مشکل بود که يک خانم در تئاتر کار کند ولی در رشت برنامه اجرا میکرديم خيلی هم مورد استقبال قرار میگرفت. من بودم و خدا رحمت کند منيره تسليمی را، مادر سوسن تسليمی. خلاصه تئاتر پا گرفت اما چيزی که هيچوقت يادم نمیرود اين است که من هم مدرسه میرفتم کلاس «هشت» بودم و هم شبها تئاتر کار میکردم. مدير دبيرستان ما خانمی با نام جفرودی بود، خدا رحمتش کند، فوت کرده است. گروه تئاتر، شبهای جمعه مهمان دعوت میکردند فرض کنيد از ادارات و... يکی از اين شبها دبيران دبيرستانها را دعوت کردند که خانم جفرودی، مدير ما هم در ميان مهمانان بود، من هم نقش يک دختر لوس و شيک را بازی میکردم. روز شنبه وقتی به کلاس رفتم مدير مدرسه من را از کلاس بيرون کرد و به بچهها گفت: بچهها میدانيد اين خانم چکار میکند و چرا از کلاس بيرون انداختمش؟ اين تئاتر کار میکند. در حالی که ما کار و فعاليت اجتماعی میکرديم خلاصه کار ما شده بود مبارزه با اينجور آدمها تا اينکه به تهران آمديم، ديديم تهران خيلی پيشرفتهتر از ما هستند و آنها با خيال راحت در تئاترها کار میکنند

اينکه شما نقش ننه آقای صمد را بازی کنيد پيشنهاد چه کسی بود؟
آقای پرويز صياد، البته در ابتدا برنامهی ديگری بود، سريال «سرکار استوار» بود که در آن هم نقشی بازی میکردم خدا رحمت کند سرکار استوار را (عبدالعلی همايون). وقتی پرويز صياد ديد مردم خيلی از اين سريال استقبال کردند، گفت چه بهتر که اين برنامه را از آن جدا کنيم که يعنی سريال سرکار استوار با همان نام هفتهای يک شب از تلويزيون پخش میشد و هفتهای يک شب هم صمد پخش میشد.من نقش ننهآقا را داشتم که در هر کاری دخالت میکردم، صمد هم يکخرده شوت بود، گيج بود، مردم را اذيت میکرد و در عين نادانی حقيقت را میگفت. اين سريال خيلی مورد استقبال مردم قرار گرفت و هنوزم که هنوز است وقتی مردم من را در کوچه و خيابان میبينند به نام ننهآقا میشناسند.
چند سال است که آقای پرويز صياد را نديدهايد؟ من رفتم خارج و آنجا پرويز صياد را ديدم، پسرم از من دعوت کرد به آمريکا بروم رفتم، پسرم به او خبر داد که من آمدهام. اما نتوانستم زياد طاقت بياورم و به پسرم گفتم من را بفرست ايران، فقط دو ماه آنجا بودم. آقای صياد خيلی ناراحت شده بود که من چرا نماندم.
خانم هوشمند از خاطرات دوران کار هنریتان برايمان بگوييد؟ خاطره زياد دارم، تلخ و شيرين! در فيلمی با بهروز وثوقی بازی داشتم، صحنهی آخر فيلم بود، داستان فيلم از اين قرار بود که بهروز، عاشق دختر من شده بود، بهروز پسر ِ من بود آن دختر هم دختر من بود، خودشان خبر نداشتند خواهر برادر هستند، دختر را يک خانواده گرفته بود و از او نگهداری میکرد.آخر سر ديدم که کار دارد به جاهای باريک میکشد به بهروز گفتم اين دختر خواهر تو است، بهروز گفت پس تو به من دروغ گفتی؟ و يک سيلی محکم زد توی گوش من، گوشم کَر شد، به هر حال من را به خانهی خودش برد تا به اصطلاح از من دلجويی کند
اسم فيلم چه بود؟ يادم نيست. ته صدايی داشتم و در تئاتر شيرين و فرهاد که نقش شيرين را بازی میکردم، میخواندم. خدا بيامرزد دلکش را، من که شيرين و فرهاد را بازی میکردم دلکش میآمد پشت سن و از لای پرده برنامهی من را تماشا میکرد.
او میگفت: دختر تو صدات خيلی خوب است، بيا خواننده شو، همه امکانات را من برايت فراهم میکنم. به او گفتم نه خانم، وقت اين کار را ندارم. من همينقدر که بتوانم تئاتر و سينما را اداره کنم خودش خيلی است. خيلی زحمت کشيدم، دوست داشتم، عاشق اين کار بودم. الآن هم میآيند دنبال من که بروم کار کنم اما میگويم حافظه ندارم که ديالوگ حفظ کنم، ديالوگ را آدم بايد جابهجا از حفظ کند که بتواند کار کند
فرخلقا هوشمند (پوررسول) سال ۱۳۰۷ در رشت به دنيا آمد. هر چند خيلیها بيشتر او را با نقش «ننهآقای صمد» میشناسند اما او يکی از چهرههای پرکار تئاتر، سينما و تلويزيون بوده که سالها روی صحنه تئاتر رفته در فيلمها و سريالهای بسياری ايفای نقش کرده از جمله در فيلم «باشو غريبه کوچک» و «مسافران» ساخته بهرام بيضايی
فرخلقا هوشمند به دليل سکتهای که در حين آخرين بازی خود برای يک سريال تلويزيونی داشته حدود شش سال است از عالم هنر کنارهگيری کرده است. او ديپلم تئاتر را نزد زندهياد اسماعيل مهرتاش در رشت گرفته و به تشويق پدرش که يکی از بنيانگذاران تئاتر در رشت بوده (علی قلیپور رسول) برای اولين بار بهروی صحنه تئاتر رفته و پس از مدتی به تهران مهاجرت کرد.
همسر او، رضا هوشمند نيز از چهرههای سرشناس تئاتر آن زمان بوده همچنين در فيلمها و سريالهای بسياری هنرنمايی کرده است. رضا هوشمند در سال ۱۳۶۸ درگذشته است

خانم هوشمند خيلی وقت است که خبری از شما نيست، کجاييد؟
در همين تهران بزرگ هستم، کمی کسالت دارم ديگر زياد بيرون نمیروم، کار نمیکنم. آخرين باری که جلوی دوربين رفتم برای بازی در يک سريال تلويزيونی بود. تمام که شد، همانجا سرم گيج رفت افتادم، سکتهی کوچکی کردم
شما از چند سالگی وارد عالم هنر شديد؟
از چهارده سالگی وارد کار هنری شدم. آنزمان چند نفر دور هم جمع شدند و گفتند رشت به اين بزرگی و پرآوازهای يک کلاس تئاتر و يک هنرپيشه ندارد، خلاصه چند نفر سرمايهگذاری کردند و خانهای برای اين کار گرفتند و هنرپيشه جمع کردند و در رشت تئاتر تأسيس کردند. چند سالی در رشت کار کردم، مردم هم از تئاتر خيلی استقبال کردند. اولين کار هنریام را با آقای مهرتاش شروع کردم (خدا رحمتش کند). ته صدايی هم داشتم به همين دليل در تئاترهايی که اپرا بود، بازی میکردم و میخواندم مثل تئاترهای «شيرين و فرهاد»، «ليلی و مجنون». بعد به سينما راه پيدا کردم و چند سالی هم در سينما بودم تا اينکه تلويزيون «ثابت پاسال» تأسيس شد، ثابت پاسال آمده بود تهران و چند هنرپيشه دور خودش جمع کرده بود که من هم با او همکاری میکردم. چندين سال در تئاتر آقای مهرتاش بودم و تئاترهای ديگر هم از من دعوت میکردند و با آنها هم کار میکردم
پدر شما بنيانگذار تئاتر در رشت بوده است؟ پدر من مرد هنرمندی بود. با تشويق پدرم وارد کار هنری شدم. پدرم هم نمايشنامه مینوشت، هم بازی میکرد، هم ريژيستوری میکرد، برای تئاتر خيلی زحمت کشيد تا مردم را کم کم عادت داد. پدرم آدم با سوادی بود
در مورد مشکلاتی که زنان بازيگر در آن دوران داشتند برايمان بگوييد؟ در آن زمان خيلی مشکل بود که يک خانم در تئاتر کار کند ولی در رشت برنامه اجرا میکرديم خيلی هم مورد استقبال قرار میگرفت. من بودم و خدا رحمت کند منيره تسليمی را، مادر سوسن تسليمی. خلاصه تئاتر پا گرفت اما چيزی که هيچوقت يادم نمیرود اين است که من هم مدرسه میرفتم کلاس «هشت» بودم و هم شبها تئاتر کار میکردم. مدير دبيرستان ما خانمی با نام جفرودی بود، خدا رحمتش کند، فوت کرده است. گروه تئاتر، شبهای جمعه مهمان دعوت میکردند فرض کنيد از ادارات و... يکی از اين شبها دبيران دبيرستانها را دعوت کردند که خانم جفرودی، مدير ما هم در ميان مهمانان بود، من هم نقش يک دختر لوس و شيک را بازی میکردم. روز شنبه وقتی به کلاس رفتم مدير مدرسه من را از کلاس بيرون کرد و به بچهها گفت: بچهها میدانيد اين خانم چکار میکند و چرا از کلاس بيرون انداختمش؟ اين تئاتر کار میکند. در حالی که ما کار و فعاليت اجتماعی میکرديم خلاصه کار ما شده بود مبارزه با اينجور آدمها تا اينکه به تهران آمديم، ديديم تهران خيلی پيشرفتهتر از ما هستند و آنها با خيال راحت در تئاترها کار میکنند

اينکه شما نقش ننه آقای صمد را بازی کنيد پيشنهاد چه کسی بود؟
آقای پرويز صياد، البته در ابتدا برنامهی ديگری بود، سريال «سرکار استوار» بود که در آن هم نقشی بازی میکردم خدا رحمت کند سرکار استوار را (عبدالعلی همايون). وقتی پرويز صياد ديد مردم خيلی از اين سريال استقبال کردند، گفت چه بهتر که اين برنامه را از آن جدا کنيم که يعنی سريال سرکار استوار با همان نام هفتهای يک شب از تلويزيون پخش میشد و هفتهای يک شب هم صمد پخش میشد.من نقش ننهآقا را داشتم که در هر کاری دخالت میکردم، صمد هم يکخرده شوت بود، گيج بود، مردم را اذيت میکرد و در عين نادانی حقيقت را میگفت. اين سريال خيلی مورد استقبال مردم قرار گرفت و هنوزم که هنوز است وقتی مردم من را در کوچه و خيابان میبينند به نام ننهآقا میشناسند.
چند سال است که آقای پرويز صياد را نديدهايد؟ من رفتم خارج و آنجا پرويز صياد را ديدم، پسرم از من دعوت کرد به آمريکا بروم رفتم، پسرم به او خبر داد که من آمدهام. اما نتوانستم زياد طاقت بياورم و به پسرم گفتم من را بفرست ايران، فقط دو ماه آنجا بودم. آقای صياد خيلی ناراحت شده بود که من چرا نماندم.
خانم هوشمند از خاطرات دوران کار هنریتان برايمان بگوييد؟ خاطره زياد دارم، تلخ و شيرين! در فيلمی با بهروز وثوقی بازی داشتم، صحنهی آخر فيلم بود، داستان فيلم از اين قرار بود که بهروز، عاشق دختر من شده بود، بهروز پسر ِ من بود آن دختر هم دختر من بود، خودشان خبر نداشتند خواهر برادر هستند، دختر را يک خانواده گرفته بود و از او نگهداری میکرد.آخر سر ديدم که کار دارد به جاهای باريک میکشد به بهروز گفتم اين دختر خواهر تو است، بهروز گفت پس تو به من دروغ گفتی؟ و يک سيلی محکم زد توی گوش من، گوشم کَر شد، به هر حال من را به خانهی خودش برد تا به اصطلاح از من دلجويی کند
اسم فيلم چه بود؟ يادم نيست. ته صدايی داشتم و در تئاتر شيرين و فرهاد که نقش شيرين را بازی میکردم، میخواندم. خدا بيامرزد دلکش را، من که شيرين و فرهاد را بازی میکردم دلکش میآمد پشت سن و از لای پرده برنامهی من را تماشا میکرد.
او میگفت: دختر تو صدات خيلی خوب است، بيا خواننده شو، همه امکانات را من برايت فراهم میکنم. به او گفتم نه خانم، وقت اين کار را ندارم. من همينقدر که بتوانم تئاتر و سينما را اداره کنم خودش خيلی است. خيلی زحمت کشيدم، دوست داشتم، عاشق اين کار بودم. الآن هم میآيند دنبال من که بروم کار کنم اما میگويم حافظه ندارم که ديالوگ حفظ کنم، ديالوگ را آدم بايد جابهجا از حفظ کند که بتواند کار کند
نوشته شده توسط علی عباسی
در 5:11 | لینک ثابت
•
یکشنبه چهاردهم تیر 1388
هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری موفق خواهد شد قانونأ حتی می توان خامنه ای را خلع کرد
محسن کدیور، روحانی ایرانی طرفدار اصلاحات و مخالف نظام بسته و فردی، استاد فسلفه که از سالها پیش با شرایط حاکم بر نظام و کشور ابراز مخالفت کرده و نظریات اصلاح طلبانۀ وی در زمینه های سیاسی و دینی شهرت یافته است، با اشاره به تفاوت های رهبر کنونی خامنه ای با رهبر انقلاب خمینی، گفت که خامنه ای از جذبۀ شخصیتی خمینی برخوردار نیست و نمی تواند در نقشی که بر عهده گرفته است، دوام بیاورد, حتی می توانم تصور کنم که هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری موفق خواهد شد رهبران مذهبی را برای اظهار نظر در این مجلس گرد آورد. قانونأ حتی می توان خامنه ای را خلع کرد. با این کار احمدی نژاد هم ساقط می شود
کدیور: این مدل از حکومت دینی شکست خورده است
محسن کدیور، روحانی ایرانی طرفدار اصلاحات و مخالف نظام بسته و فردی، در گفتگوئی با نشریۀ آلمانی اشپیگل، به توضیح دیدگاه های خود در پیوند با وقایع اخیر ایران پرداخت, کدیور که در دیدار با خبرنگار اشپیگل در دانشگاهی در ایالت کارولینای شمالی در آمریکا سخن می گفت، ضمن ابراز ناراحتی از دور بودن از ایران در حالی که دوستان وی در زندان یا تحت فشار قرار دارند گفت: «ترجیح می دادم که در این لحظات سرنوشت ساز در وطنم می بودم- دو هفته آینده برای ایران سرنوشت ساز است. تقریبا تمام دوستان من در زندان هستند، برای من حتی تماس با خانواده ام ممکن نیست . تلفن آنها قطع شده است.» کدیور در پاسخ به پرسشی با این مضمون که با توجه به آرام تر شدن اوضاع در تهران، آیا باید منتظر «پایان مقاومت» بود، یا «شاهد آغاز پایان عمر رژیم اسلامی»، گفت: «این مدل از حکومت دینی عمرش به پایان رسیده است. حقوق مردم ایران لگد مال می شود، میهن من در مسیر جا افتادن یک دیکتاتوری نظامی است. رفتار رئیس جمهوری، احمدی نژاد، شبیه رفتار طالبان است و آقای خامنه ای، رهبر مذهبی کشور، سرنوشت خود را با سرنوشت او گره زده است، و این یک اشتباه بزرگ اخلاقی و سیاسی است.» کدیور افزود: «یک رژیم نمی تواند در دراز مدت با میلیون ها مردمی که تظاهرات مسالمت آمیز می کنند مقابله کند، مگر آن که تصمیم به ایجاد حمام خون بگیرد؛ که در آن صورت مشروعیت خود را کاملأ از دست خواهد داد.» وی در عین حال، توضیح داد که به باور او، « قصد مردم معترض، زیر و رو کردن همه چیز نیست ولی خواستار عدالت و انتخابات درست هستند. و کسی که جلوی خواست آنها بایستد به استقبال خطر جنگ داخلی می روند.» کدیور تصریح کرد: «اکثریت مردم میهن من خواستار جدائی کامل دین و دولت نیستند. من هم نیستم. ایران کشوری است با سنت و ارزش های اسلامی . ۹۰ در صد شهروندان ما مسلمانند.» وی در ادامه توضیح داد: «من خواستار یک حکومت اسلامی و در عین حال مردم سالار هستم. حکومتی که به منزلت انسان احترام می گذارد و قائل به حقوق تمام و کمال برای زنان است. من خواستار حکومتی هستم که مردم بتوانند رهبران خود را انتخاب کنند، هم رهبران مذهبی و هم رهبران سیاسی خود را. من سخن از کشوری می گویم که روحانیت مدعی تصمیم گیری برای اداره کشور نباشد. من معتقد نیستم که خداوند حق ویژه ای برای روحانیت یا مؤمنان قائل شده است.» این روحانی و استاد فسلفه که از سالها پیش با شرایط حاکم بر نظام و کشور ابراز مخالفت کرده و نظریات اصلاح طلبانۀ وی در زمینه های سیاسی و دینی شهرت یافته است، با اشاره به تفاوت های رهبر کنونی جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای با رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خمینی، گفت که خامنه ای از جذبۀ شخصیتی خمینی برخوردار نیست و نمی تواند در نقشی که بر عهده گرفته است، دوام بیاورد, کدیور در این زمینه توضیح داد: «حتی می توانم تصور کنم که هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری موفق خواهد شد رهبران مذهبی را برای اظهار نظر در این مجلس گرد آورد. قانونأ حتی می توان خامنه ای را خلع کرد. با این کار احمدی نژاد هم ساقط می شود.» وی در ادامه افزود: «ناخرسندی آیات عظام از خود پسندی احمدی نژاد نیز بتدریج فزونی می یابد. تا کنون فقط یکی از دوازده تن آیات عظام به او تبریک گفته است، چند تن از آنان از جمله استاد من حضرت آیت الله منتظری، که در سراسر کشور سخت مورد احترام است، تقلب در انتخابات را بشدت مورد انتقاد قرار داده اند.» محسن کدیور در پاسخ به پرسشی در زمینۀ سودمند بودن یا نبودن «کمک خارجی» به تحولات در ایران، اظهار داشت: «در این نبرد ملت ایران باید به تنهائی پیروز شود. فکر می کنم پرزیدنت اوباما تا امروز روش هوشمندانه ای اتخاذ کرده که امکانی در اختیار آتش بیاران معرکه قرار ندهد و در نتیجه ادعای احمدی نژاد که واشنگتن به شورش ها دامن میزند بی اثر مانده است.» وی سپس توضیح داد که در زمینۀ برنامۀ اتمی ایران و برخورد با اسرائیل، تفاوت بین رهبران و نامزدهای ریاست جمهوری، از جمله احمدی نژاد و موسوی، اندک است؛ و گفت: «در رابطه با حق غنی سازی اتمی سیاستمداری را در ایران نخواهید یافت که بگونه ای دیگر فکر کند.» هنگامی که خبرنگار اشپیگل نگرانی غرب را نسبت به دستیابی ایران به سلاح هسته ای گوشزد کرد، کدیور پاسخ داد: «آنچه ما را نگران می کند اسرائیل است. این کشور انرژی اتمی را در خدمت نظامیان نهاده است. هر مسلمانی، بلکه هر انسانی از اسرائیل وحشت دارد. و بهمین دلیل زرادخانه اتمی اسرائیل باید تحت کنترل سازمان ملل در آید.» وی توضیح داد که صرف نظر از این که چه کسی در ایران قدرت را قبضه کند، در مورد مسئله اتمی تغییری حاصل نخواهد شد؛ و افزود: «هر دولتی در ایران از حق ایران برای استفاده مسالمت آمیز از نیروی اتمی دفاع خواهد کرد.» کدیور در پایان ابراز امیدواری کرد که ایران طی 5 سال آینده چهره ای مردمسالار داشته باشد
محسن کدیور، روحانی ایرانی طرفدار اصلاحات و مخالف نظام بسته و فردی، در گفتگوئی با نشریۀ آلمانی اشپیگل، به توضیح دیدگاه های خود در پیوند با وقایع اخیر ایران پرداخت, کدیور که در دیدار با خبرنگار اشپیگل در دانشگاهی در ایالت کارولینای شمالی در آمریکا سخن می گفت، ضمن ابراز ناراحتی از دور بودن از ایران در حالی که دوستان وی در زندان یا تحت فشار قرار دارند گفت: «ترجیح می دادم که در این لحظات سرنوشت ساز در وطنم می بودم- دو هفته آینده برای ایران سرنوشت ساز است. تقریبا تمام دوستان من در زندان هستند، برای من حتی تماس با خانواده ام ممکن نیست . تلفن آنها قطع شده است.» کدیور در پاسخ به پرسشی با این مضمون که با توجه به آرام تر شدن اوضاع در تهران، آیا باید منتظر «پایان مقاومت» بود، یا «شاهد آغاز پایان عمر رژیم اسلامی»، گفت: «این مدل از حکومت دینی عمرش به پایان رسیده است. حقوق مردم ایران لگد مال می شود، میهن من در مسیر جا افتادن یک دیکتاتوری نظامی است. رفتار رئیس جمهوری، احمدی نژاد، شبیه رفتار طالبان است و آقای خامنه ای، رهبر مذهبی کشور، سرنوشت خود را با سرنوشت او گره زده است، و این یک اشتباه بزرگ اخلاقی و سیاسی است.» کدیور افزود: «یک رژیم نمی تواند در دراز مدت با میلیون ها مردمی که تظاهرات مسالمت آمیز می کنند مقابله کند، مگر آن که تصمیم به ایجاد حمام خون بگیرد؛ که در آن صورت مشروعیت خود را کاملأ از دست خواهد داد.» وی در عین حال، توضیح داد که به باور او، « قصد مردم معترض، زیر و رو کردن همه چیز نیست ولی خواستار عدالت و انتخابات درست هستند. و کسی که جلوی خواست آنها بایستد به استقبال خطر جنگ داخلی می روند.» کدیور تصریح کرد: «اکثریت مردم میهن من خواستار جدائی کامل دین و دولت نیستند. من هم نیستم. ایران کشوری است با سنت و ارزش های اسلامی . ۹۰ در صد شهروندان ما مسلمانند.» وی در ادامه توضیح داد: «من خواستار یک حکومت اسلامی و در عین حال مردم سالار هستم. حکومتی که به منزلت انسان احترام می گذارد و قائل به حقوق تمام و کمال برای زنان است. من خواستار حکومتی هستم که مردم بتوانند رهبران خود را انتخاب کنند، هم رهبران مذهبی و هم رهبران سیاسی خود را. من سخن از کشوری می گویم که روحانیت مدعی تصمیم گیری برای اداره کشور نباشد. من معتقد نیستم که خداوند حق ویژه ای برای روحانیت یا مؤمنان قائل شده است.» این روحانی و استاد فسلفه که از سالها پیش با شرایط حاکم بر نظام و کشور ابراز مخالفت کرده و نظریات اصلاح طلبانۀ وی در زمینه های سیاسی و دینی شهرت یافته است، با اشاره به تفاوت های رهبر کنونی جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای با رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خمینی، گفت که خامنه ای از جذبۀ شخصیتی خمینی برخوردار نیست و نمی تواند در نقشی که بر عهده گرفته است، دوام بیاورد, کدیور در این زمینه توضیح داد: «حتی می توانم تصور کنم که هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری موفق خواهد شد رهبران مذهبی را برای اظهار نظر در این مجلس گرد آورد. قانونأ حتی می توان خامنه ای را خلع کرد. با این کار احمدی نژاد هم ساقط می شود.» وی در ادامه افزود: «ناخرسندی آیات عظام از خود پسندی احمدی نژاد نیز بتدریج فزونی می یابد. تا کنون فقط یکی از دوازده تن آیات عظام به او تبریک گفته است، چند تن از آنان از جمله استاد من حضرت آیت الله منتظری، که در سراسر کشور سخت مورد احترام است، تقلب در انتخابات را بشدت مورد انتقاد قرار داده اند.» محسن کدیور در پاسخ به پرسشی در زمینۀ سودمند بودن یا نبودن «کمک خارجی» به تحولات در ایران، اظهار داشت: «در این نبرد ملت ایران باید به تنهائی پیروز شود. فکر می کنم پرزیدنت اوباما تا امروز روش هوشمندانه ای اتخاذ کرده که امکانی در اختیار آتش بیاران معرکه قرار ندهد و در نتیجه ادعای احمدی نژاد که واشنگتن به شورش ها دامن میزند بی اثر مانده است.» وی سپس توضیح داد که در زمینۀ برنامۀ اتمی ایران و برخورد با اسرائیل، تفاوت بین رهبران و نامزدهای ریاست جمهوری، از جمله احمدی نژاد و موسوی، اندک است؛ و گفت: «در رابطه با حق غنی سازی اتمی سیاستمداری را در ایران نخواهید یافت که بگونه ای دیگر فکر کند.» هنگامی که خبرنگار اشپیگل نگرانی غرب را نسبت به دستیابی ایران به سلاح هسته ای گوشزد کرد، کدیور پاسخ داد: «آنچه ما را نگران می کند اسرائیل است. این کشور انرژی اتمی را در خدمت نظامیان نهاده است. هر مسلمانی، بلکه هر انسانی از اسرائیل وحشت دارد. و بهمین دلیل زرادخانه اتمی اسرائیل باید تحت کنترل سازمان ملل در آید.» وی توضیح داد که صرف نظر از این که چه کسی در ایران قدرت را قبضه کند، در مورد مسئله اتمی تغییری حاصل نخواهد شد؛ و افزود: «هر دولتی در ایران از حق ایران برای استفاده مسالمت آمیز از نیروی اتمی دفاع خواهد کرد.» کدیور در پایان ابراز امیدواری کرد که ایران طی 5 سال آینده چهره ای مردمسالار داشته باشد
نوشته شده توسط علی عباسی
در 6:47 | لینک ثابت
•
دوشنبه یکم تیر 1388
عکس کشته شدن دختر ایران ( ندا آقا سلطان ) با گلوله در تظاهرات شنبه امیرآباد تهران - 30 خرداد
-
Her name was Neda Agha Soltan, she was 27 years old and a philosophy student. She was shot as she and her father were observing the demonstrations in Tehran and was shot for no apparent reason. Neda Agha Soltan was an Iranian woman whose alleged killing by Basij militia during the 2009 Iranian election protests was captured on video by bystanders. The graphic videos were posted on the Internet, and her name quickly becoming a rallying cry for the pro-reform demonstration. Neda means "voice" in Persian
عکس کشته شدن دختر ایران ( ندا آقا سلطان ) با گلوله در تظاهرات شنبه امیرآباد تهران - 30 خرداد به دست نیروی یگان ویژه رژیم Neda Agha-Soltan, Her name was Neda Agha Soltan, she was 27 years old and a philosophy student. She was shot as she and her father were observing the demonstrations in Tehran and was shot for no apparent reason.
پیکر ندا آقا سلطان که روز شنبه توسط ماموران جنایتکار حکومت هدف گلوله قرار گرفت، یکشنبه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد. تصویر زیر لحظه تیر خوردن "ندا" را نشان می دهد.
ندا آقا سلطان 27 ساله، دانشجوی رشته فلسفه به همراه استاد و چند تن از هم كلاسیهايش در تظاهرات روز شنبه 30 خرداد شركت داشت و در حالی كه با موبايل صحبت میكرد دقایقی از جمع تظاهر كنندگان عقب افتاد و در اين هنگام، يكی از دو لباس شخصی موتور سوار، قلب او را با كلت كمری هدف قرار داد. ندا مظللوم وبی گناه در میان حلقه دوستانش بر کف خیابان جان سپرد. ظهر روز يكشنبه 31 خرداد (روز بعد از شهادت) پيكر ندا برای خاكسپاری در بهشت زهرا به خانوادهاش تحويل داده شد. خاكسپاری وی با تدابير شدید امنيتی و بسيار سریع و بی صدا انجام شد. مراسم يادبود ندا قراراست دوشنبه اول تيرماه ساعت 5 تا 6.30 در مسجد نيلوفر {واقع در تهران، خيابان مهناز، خيابان آپادانا (خيابان خرمشهر)} برگزار شود.
-
-
-
Her name was Neda Agha Soltan, she was 27 years old and a philosophy student. She was shot as she and her father were observing the demonstrations in Tehran and was shot for no apparent reason. Neda Agha Soltan was an Iranian woman whose alleged killing by Basij militia during the 2009 Iranian election protests was captured on video by bystanders. The graphic videos were posted on the Internet, and her name quickly becoming a rallying cry for the pro-reform demonstration. Neda means "voice" in Persian
عکس کشته شدن دختر ایران ( ندا آقا سلطان ) با گلوله در تظاهرات شنبه امیرآباد تهران - 30 خرداد به دست نیروی یگان ویژه رژیم Neda Agha-Soltan, Her name was Neda Agha Soltan, she was 27 years old and a philosophy student. She was shot as she and her father were observing the demonstrations in Tehran and was shot for no apparent reason.
پیکر ندا آقا سلطان که روز شنبه توسط ماموران جنایتکار حکومت هدف گلوله قرار گرفت، یکشنبه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد. تصویر زیر لحظه تیر خوردن "ندا" را نشان می دهد.
ندا آقا سلطان 27 ساله، دانشجوی رشته فلسفه به همراه استاد و چند تن از هم كلاسیهايش در تظاهرات روز شنبه 30 خرداد شركت داشت و در حالی كه با موبايل صحبت میكرد دقایقی از جمع تظاهر كنندگان عقب افتاد و در اين هنگام، يكی از دو لباس شخصی موتور سوار، قلب او را با كلت كمری هدف قرار داد. ندا مظللوم وبی گناه در میان حلقه دوستانش بر کف خیابان جان سپرد. ظهر روز يكشنبه 31 خرداد (روز بعد از شهادت) پيكر ندا برای خاكسپاری در بهشت زهرا به خانوادهاش تحويل داده شد. خاكسپاری وی با تدابير شدید امنيتی و بسيار سریع و بی صدا انجام شد. مراسم يادبود ندا قراراست دوشنبه اول تيرماه ساعت 5 تا 6.30 در مسجد نيلوفر {واقع در تهران، خيابان مهناز، خيابان آپادانا (خيابان خرمشهر)} برگزار شود.
-
-
-
نوشته شده توسط علی عباسی
در 21:25 | لینک ثابت
•
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
عیادت کیمیایی از «عباس شباويز»تهیه کننده «قیصر»
مسعود كيميايي گفت: «عباس شباويز» بزرگ سينماي ماست و متعجبم از اينكه چرا خانه سينما از اين همه تجربيات او استفاده نميكند
به گزارش ایسنا، اين كارگردان سينماي ايران كه بهعيادت اين تهيهكننده قديمي سينما به بيمارستان «كسري» رفته بود، در گفتوگويي اظهار داشت: «شباويز» يكي از پايهگذاران سينماي متفاوت و متفكر است، سينمايي كه درونش اعتراض است و با تفكر گفته ميشود. او آن زمان بهدليل گرايشات سياسي كه داشت به سينماي معترض علاقهمند بود و «آريانا فيلم» را تاسيس كرد كه پايگاه اين نوع سينما شده بود






وي افزود: من به همراه احمدرضا احمدي، پرويز دوايي، امير نادري، جلال مقدم و بعدها، عباس كيارستمي كارمان را از آنجا آغاز كرديم و او در شكلگيري سينماي ما بسيار موثر بود
اين كارگردان كه تجربه ساخت «قيصر» را با شباويز دارد تصريح كرد: اگر او نبود «قيصر» خيلي سخت ساخته ميشد. او دخالتي در فيلمنامه و نحوهي كار نميكرد و هميشه كارگردانها را مستقل ميخواست و ميدانست در استحكام خودشان ميتوانند به بيان خودشان برسند
مسعود كيميايي با تاكيد براينكه الان ميتوان استفاده زيادي از تجربيات شباويز كرد اظهار داشت: او در ايستادگي و استقلال هنرمند تبحر زيادي دارد و مشاور خوبي براي فيلمسازان مستقل ميتواند باشد و بايد كمك كنيم تا از شباويز استفاده شود. الان 30 سال از سينماي جديد ما گذشته است و نميدانم اين خطكشيها تا كي ادامه خواهد داشت
عباس شباويز هم كيميايي را از معدود فيلمسازاني دانست كه بلد نيست روشنفكرنمايي كند، دانست اظهار داشت: او فيلمسازي بزرگ و با فرهنگ اين مملكت است و درحال حاضر بجز او، بيضايي، كيارستمي، تقوايي و مهرجويي كارگردان مطرحي نمانده است
وي دربارهي وضعيت خودش نيز گفت: چهارشنبه پيش بر اثر عفونت شديد ريه بيهوش شدم كه همسر و دامادم من را به بيمارستان آوردند و طي 4 شب بستري شدن در آيسييو تحت درمان قرار گرفتم و الان مشكل كليه و مثانه دارم كه قرار است در بيمارستان ديگري درمانش را پيگيري كنم
عباس شباويز متولد 1308 در تهران است كه در سابقه كارياش تهيه فيلمهايي همچون «گنج قارون»، «قيصر»، «خداحافظ رفيق»، «وكيل اول» و «صعود» به چشم ميخورد
نوشته شده توسط علی عباسی
در 4:56 | لینک ثابت
•







